تبليغاتX
کبوتر خوان
کبوتر خوان
یادداشت ها و گاه نوشت های مسیح ارزگانی
یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388

 

از «کبوترخوان» به «آفتابستان» بیایید

 

 www.sookoot.net

 

خوش آمدید!

 

 

+ نوشته شده در 18:43 توسط مسیح ارزگانی.
جمعه بیست و دوم خرداد 1388

از

قتلِ هزارۀ بی­گناه

تا

جرحِ افغانِ گناهکار

 

اشاره و پیش­درآمد:

 تعدادی از آگاهان تاریخ معاصر هزاره و از جمله مرحوم عبدالحسین مقصودی در کتاب «هزاره­جات سرزمین محرومان» یک واقعۀ مشهور و عجیب را از گذشته­های نزدیک این دیار محرومان به شرح ذیل روایت کرده­اند:

+ نوشته شده در 14:9 توسط مسیح ارزگانی.
سه شنبه یکم بهمن 1387



 

راه دشوار و ناهموار هزاره­شناسي

 

(گذري و نظري بر كتاب هزاره­هاي افغانستان)

 پيش درآمد:

كتاب حاضر در اصل رساله­ي دكتراي مؤلف در رشته­ي مردم­شناسي بوده است كه براي دانشگاه معروف آكسفورد (انگلستان) در سال 1991م. به زبان انگليسي تدوين گرديده و گويا عنوان نخست و پيشين آن چنين بوده است:«مطالعاتي در باب تاريخ، فرهنگ، اقتصاد و سياست هزاره­هاي افغانستان». (1)

در پشت جلد ترجمه­ي موجود، متن كوتاهي در توصيف اثر از قول انتشارات كورزون (ناشر متن انگليسي كتاب) درج گرديده كه نشان مي­دهد متن انگليسي رساله قبلاً درانگلستان به نشر رسيده است. با اين­حال هيچ اشاره و نشانه­اي از سوي مؤلف يا مترجم ارائه نگرديده كه آيا آنچه كه فعلاً در كسوت و به صفت كتاب راهي بازار شده، بدون كم و كاست، عين همان رساله­ي دانشگاهي است؛ يا اينكه همراه با تغييرات، اصلاحات و كم و زيادكردن­ها به صورت فعلي درآمده است. هم­چنين در مورد چاپ و نشر متن انگليسي هيچ توضيحي (مانند تاريخ و محل نشر، ناشر، تيراژ و امثال آن) جز آنچه گفته شد به چشم نمي­آيد.

نويسنده اين كتاب، متولد سال 1336هـ در كابل و از سادات هزاره است. اندكي تحصيلات حوزوي، پيشينه­ي فعاليت چشمگير فرهنگي ـ ادبي (همراه با اثري به نام شعر سرخ) و درجه­ي دكتراي مردم­شناسي را در كارنامه­ي خود دارد. وي در نيمه­ي دوم دهه­ي پنجاه خورشيدي از فعالان سياسي ـ انقلابي بوده و در يك مجموعه­اي روشنفكري و سياسي به نام "كانون مهاجر" فعاليت داشته است و اينك سمت مشاورت وزارت تحصيلات عالي افغانستان را به عهده دارد.

 

 

 

 

بقیه در سایت آرمان: www.armans.info

+ نوشته شده در 22:40 توسط مسیح ارزگانی.
پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387

                           

هذیان­گویی سایت خوابناک!

 

 

 

از جنایت­های افاغنه در ایران تا پررویی رسانه­های افغانی!

 

 

برخی سیاست­ها منفعلانه وزارت خارجه در برخورد با همسايگان

و عدم برقراري رابطه ديپلماتيك قدرتمند با آنها، سبب شده تا

كشور ضعيف و تازه به دوران رسيده‌اي چون افغانستان نيز به

جوسازي رسانه‌اي­عليه­ايران­روي­آورد.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، در همين زمينه علي‌رغم تحمل و

مهمان‌نوازي كه ايراني‌ها در چند دهه گذشته نسبت به افاغنه

مقيم ايران از خود نشان داده‌اند و در مقابل بعضا اعمال بسيار

خبيثانه و مجرمانه‌اي برخي از اين مهمانان ناخوانده از خود نشان

داده‌اند، از چندي پيش به اين سو، چند رسانه نيمه دولتي و

حكومتي افغان اقدام به پخش برنامه‌هايي عليه ايران كرده و در

آن دولت جمهوري اسلامي را به آزار و اذيت افغانه مقيم ايران و

حتي كشتن آنها متهم كرده است.

از جمله اين برنامه‌ها، مصاحبه هايي بود كه در تلويزيون «امروز»

وابسته به نماينده كابل در مجلس افغانستان پخش شده و در آن

دو روزنامه‌نگار افغان در سخناني بي‌پايه، مدعي شدند كه

حكومت ايران در تيرماه 87 پنج هزار افغاني را زنده به گور كرده

است! و جزئيات اين ادعا نيز در كتابي نوشته و منتشر مي‌شود.

بنا بر اين گزارش، جرياني ديگر نيز با وقاحت تمام، تحميل خود به

مردم و جامعه ايران را اقامت تلقي كرده و طي سلسله

برنامه‌هاي بسيار مدعي شده‌اند كه در اسلام كسي كه پنج

سال در كشوري اقامت! داشته باشد تابعيت آن كشور را دريافت

مي‌كند، ولي با گذشت سي سال هنوز ايران به افغاني‌هاي­

مهاجر(مهاجم)تابعيت­نداده­است.

اين در حالي است كه به نسبت برخي كشورها مانند پاكستان،

مردم و حكومت ايران برخورد بسيار صميمانه و انسان دوستانه‌اي

با اين مهمانان ناخوانده داشته و علي رغم مشكلات بسيار آنان

را تحمل كرده­است.

گفتني است، تنها مراجعه ساده و سطحي به صفحه حوادث

روزنامه‌هاي كشور نشان از فجايع اخلاقي و جنايي تأسفباري كه

توسط اين مهمانان ناخوانده بر سر دختران و پسران ايراني آمده

داده و گواه خوبي بر تحمل ستودني جكومت و ملت ايران است.

به گونه‌اي كه تجاوز به دختر بچه‌ها و پسران خردسال، كشتن

سبعانه صاحبكاران پير و جوان و دزدي و سرقت به يكي از

عادي‌ترين اخبار در زمينه جنايت‌هاي­برخي­افاغنه­در­ايران­تبديل­

شده­است.

از سوي ديگر بلاي خانمانسوز ترياك و مواد مخدر كه بنا بر گزارش

نهادهاي رسمي 75 درصد ترياك جهان در افغانستان توليد

مي‌شود، يكي از گذرگاه‌هاي اصلي عبور آن مرزهاي مخفي و

صعب‌العبور ايران است كه روزانه و ماهانه چندين كشته و زخمي

بر دستان ماموران جان بر كف ايراني مي‌گذارد.

و نكته جالب اينكه بسياري از مقامات ارشد افغان، خود از دلالان

بزرگ و مطرح مواد مخدر در منطقه هستند و اين روزها عقده‌هاي

فروخورده از مسائل ديگر را با بهانه قرار دادن افاغنه مقيم ايران

در رسانه‌هاي خود مبدل به آتش كرده و به سمت ايران نشانه

رفته‌اند.

 

ناگفته پيداست كه در حال حاضر از ميان 1200000 هزار افغاني

قانوني مقيم در ايران و 1500000 افغاني غير قانوني مقيم ايران

بسياري نيز بي خطر و حتي از رويه و زندگي خوب و مسلامت

آميزي برخوردار بوده اند اما چنين برخورد ها و هجوم رسانه اي

افغان ها به ايران، موجب آن مي شود تا بر برشمردن لكه هاي

سياه چنين مجاورتي بر ادامه اين قبيل پررويي ها پايان داده

شود.

 

 

 

اين هم آدرس نبشته در سايت خوابناك از برادر بسيجي محسن

 

رضايي: http://www.tabnak.ir/pages/?cid=25023

 

+ نوشته شده در 0:33 توسط مسیح ارزگانی.
یکشنبه پنجم آبان 1387

                            

                         

بي­گناهي كم گناهي نيست !

 

صاحب اين قلم - كه از طرفي متصف به صفت آوارگي و بي­وطنيست و از جانب ديگر متهم و بلكه مجرم به جرم سنگين افغاني بودن - در دهه­ي هفتاد خورشيدي، در يك تعطيلات تابستاني، هواي كار كردن به سرم زد. عازم پايتخت (تهران) گشتم و در فضاي سبز شهرداري تهران مشغول به كار شدم. سرپرست يا سركارگر ما پيرمردي بود بنام "عرب" كه در تأخير پرداخت حقوق كارگران از اشهر مشاهير شهر به شمار مي­آمد. چند باري دستمزدم را مطالبه كردم كه طبق معمول و انتظار، پاسخ منفي بود و موكول به بعد. روزي با عصبانيت به او گفتم: اگر دستمزدم را ندهي از تو شكايت مي­كنم. او برگشت و گفت: اگر بار ديگر اين سخن را از تو بشنوم، تو و همۀ هم­آتاقي­هايت را به زندان مي­اندازم. من گفتم: چطور و به چه جرمي؟ گفت: فردا مي­روم به پاسگاه محل شكايت مي­كنم كه اين چند نفر افغاني، شب گذشته خانه­ام را سرقت كرده­اند. من در پاسخ گفتم: پاسگاه و دادگاه از تو شاهد و مدرك مطالبه مي­كنند و تو براي اثبات دزد بودن ما چه مدركي داري؟ او با ريشخند معناداري پاسخ داد: همين كه به پليس بگويم طرف يا متهم "افغاني" هست، ديگر هيچ شاهد و مدركي لازم نيست!

+ نوشته شده در 23:10 توسط مسیح ارزگانی.
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
 

                                               یک حادثه و دو حاشیه

 

حادثه: ساعت یک بامداد پنجشنبه 31 مرداد (اسد) سال جاری 1387 بر اثر واژگون

شدن یک دستگاه کامیون حامل 113 افغانی جویای کار که به صورت قاچاقی وارد

ایران می­شدند، سی نفر از آنان در دم جان باختند و حدود 80 نفر دیگر که برخی از

آنها جراحات سختی داشتند، به بیمارستان منتقل شدند. یک یا دو نفر نیز بر اثر

شدّت جراحت، در راه جان باختند. محل وقوع حادثه، جادۀ شیرازـ ارسنجان در استان

فارس (جنوب ایران) بوده است. آن 113 نفر توسط قاچاقچیان انسان در داخل یک

کامیون و زیر بارها، جاسازی و به مدت چهار شبانروز از مرز شرقی ایران تا جنوب این

کشور، در راه بودند.


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 13:13 توسط مسیح ارزگانی.
سه شنبه پانزدهم مرداد 1387

بد نیست شما هم بخوانید!

 

(1)

پیشگویی­های سردار!

 

داکتر حسن شرق یکی از معاونان و دستیاران نزدیک سردار داوود در گفتگو با آصف معروف خبرنگار بی­بی­سی، سه خاطره را از دوران زمامداری سردار مذکور به­گونه­ای نقل می­کند که گویا او هم کودتای ثور و هم نحوه قتل خود و خاندانش را پیش­بینی می­کرد. این هم تکه­ی از خاطرات آقای شرق که به خواندنش می­ارزد:

 

 "از مرحوم داوود من سه نکته را همیشه به یاد دارم: اول این که در زمان ریاست جمهوری او روزی در اجلاس کابینه دکتر نوین، وزیر اطلاعات و فرهنگ از جلسه بیرون رفت و بعد برگشت. رئیس جمهور گفت چه خبر است؟ او گفت در بنگلادیش کودتا شده و کودتاچیان همه اعضای خانواده رئیس جمهور مجیب الرحمن را تیر باران کرده اند.

هر یک از وزرا تبصره ای کردند. مرحوم داوود خان گفت: "مرگ برای یک سیاستمدار همین گونه خوب است. من از خداوند همین را می خواهم که اگر اتفاق می افتد همه خانواده با هم کشته شوند."

"به یاد داریم که در کودتای هفت ثور در همان دفتر، در ارگ، او و اعضای خانواده اش به دست جنایتکاری تیرباران شد."

"دوم زمانی که من برای ماموریت سفارت به جاپان (ژاپن) می رفتم به من گفت: خوب است خودت در خارج باشی. حد اقل از جمع رفقای ما یک تن هم اگر زنده باشد و روزی به مردم افغانستان بگوید که داود آنها را چه قدر دوست داشت کافی است."

"سوم زمانی که در جاپان بودم یک هفته پیش از کودتای هفت ثور به من تلفن کرد و گفت به نظرم تو هم بسیار زود به افغانستان خواهی آمد. یک هفته پس از آن کودتا شد و رژیم خلق مرا به کابل فراخواند."

عنوان مصاحبه: کرباس­پوش برهنه­پا. مصاحبه کننده: آصف معروف. نقل از: سایت بی­بی­سی.

 

(2)

 

توله های گرگ سرخ

 

 

یک همزبان و هم­مذهب ایرانی در سایت شخصی خود بنام "نژادگان" نوشتۀ مختصری را در معرفی هزاره­ها به نقل از "آریانا نت­ورک" نقل کرده است. عنوانی که این فاشیستِ جاهل برای نبشته مذکور انتخاب کرده " توله­های گرگ سرخ" است. وی در مقدمه­ای که برای متن یادشده نوشته، هزاره­ها را اینگونه معرفی کرده است:

 

یکی از قومیت های آریانای خاکستر شده ـ افغانستان ـ هزاره ها هستند. این موجودات پس مانده درنده خویی های چنگیزخان اند و در کنار انیرانیان [ایرانیان] ترک و تازی، ترکشهایی هستند که از ناوک اندازی های گذشته در جای جای پیکر شیر ایران جایگه خوش کرده اند. نوشتار زیر که به صورت خلاصه از تارنمای افغان نت ورک بازگردان شده، اطلاعاتی  از این جانوران بدست می دهد.

 

+ نوشته شده در 0:0 توسط مسیح ارزگانی.
دوشنبه سوم تیر 1387

شگـفـتی­هـای سرزمیـن مـن

(1)

زرد رویـانِ صائـب نظـر!

 

یکی از بدایع و شگفتی­های سرزمین من اینست که سیر حوادث و گردش وقایع آن برای هیچ­یک از ابناء بشر قابل پیش­بینی و ردیابی نیست. و اساساً در ترازوی عقل، حدس و گمان نمی­گنجد. هر آنچه را که صاحب بصران و صائب نظران پیش­بینی و پیشگویی کنند، درست عکس و متضاد آن اتفاق می­افتد و صاحب نظر بیچاره را، رنگ زرد و خجل می­سازد.


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 19:28 توسط مسیح ارزگانی.
سه شنبه هفتم اسفند 1386

بــی ادبـی­ هــای ادبــی

(1)

 بهلولِ هزاره سوم !

استاد فرزانه و فرهیخته جناب داکتر سید طیب جواد از روشنفکران صائب نظر و صاحب بصر مقیم بهشت شدّاد (ایالات متحده) در شرح و جرح مبسوط از «جمع پریشان» افغان­های ساکن امریکا و سیاست بافی­های آنان در یک پارتی شبانه، چنین می­نویسد: « دریک محفل [ دیگر ] همین مرد دانشمند گفت که اگر فضیلت تمام رهبران افغانستانِ پنچ هزار سال اخیر را در یک پلۀ ترازو بگذارند و فضایل شورای رهبری طالبان را در پلۀ دیگر، پلۀ رهبریت طالبان کرام سنگین­تر خواهد بود. بعد نگاهی به من (طیب جواد) کرد که گویا چون دُم ندارم باید سری از روی تأیید تکان دهم. عرض کردم که شما با این سابقه و تجربه یقیناً دروغ نمی گویید و آن پله سنگین­تر خواهد بود، اما من مطمئنم ترازو یک خرابی و نقص بزرگ تخنیکی دارد ...» (درّ دری، ش9و10)


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 0:5 توسط مسیح ارزگانی.
دوشنبه ششم اسفند 1386

بـــی ادبــی هــای ادبــی

(2)

شاعر يک چشم ميهن !

جناب داکتر سید عسکر موسوی محقق و نویسندۀ مقیم لندن، در مصاحبۀ بلند و فاضلانه با جریدۀ بی قواره گلبانگ ـ که آب دادن فیل در قاشق را ماند ـ اندر باب عِده و عُده شاعران و نویسندگانِ مهاجر مقیم ایران چنین اظهار لحیه و نظر نموده اند: «ما وقتی می­بینیم که در صد سال اخیر افغانستان یک خلیلی آمده بیرون و ما هم می­گوییم که اگر شاعر در افغانستان است، اوست و حتی همسنگش در ایران کمتر دیده می­شود، بعد مثلاً می­گوییم دیگر که هست؟ می­گوییم شهید بلخی است، مثلاً قاری زاده است. در صد سال به زحمت می­توانید به شمار انگشتان دست دوم تان برسید؛ ولی در فاصله کمتر از بیست ...


ادامه‌‌ی مطلب
+ نوشته شده در 23:57 توسط مسیح ارزگانی.